فضایل و کرامات حضرت ام البنین (سلام الله علیها)

بسم الله الرحمن الرحیم

فیش منبر

فضایل و کرامات

حضرت ام البنین (سلام الله علیها)

کانال فیش منبرومرثیه درایتا

https://eitaa.com/fishemenbar

عرضه در سایت طلبه یار = http://www.talabeyar.ir

💠 صبر بى نظیر 💠

شیخ احمد دجیلى شاعر شهیر عرب مى گوید

اُمُّ الْبَنِینَ وَما اَسْمى مزایاکِ خَلَدَتْ بِالْعَبْرِ وَالاِیمانِ ذِکْراکِ اى ام البنین! چقدر از خصوصیات والایى برخوردارى. به سبب غم و اندوهى که به تو رسید و  نیز به سبب  ایمانت، یاد تو جاودانه شد.

به دو نمونه از موارد صبر و بردبارى آن بانوى فرشته خو در مقابل مشکلات، اشاره مى کنیم

۱⃣ مورخان نقل مى کنند که روزى امیرمؤمنان، عباس علیه السلام  را در دامان خود گذاشت، آستین هایش را بالا زد و امام درحالى که به شدت مى گریست به بوسیدن بازوان عباس علیه السلام پرداخت. ام البنین حیرت زده از این صحنه، از امام پرسید:چرا گریه مى کنید؟

حضرت با صدایى آرام و اندوه زده پاسخ داد به این دو دست نگریستم و آنچه را بر سرشان خواهد آمد، به یاد آوردم.

امّ البنین شتابان و هراسان پرسید:چه بر سر آنها خواهد آمد؟

حضرت با آوایى مملوّ از غم و اندوه و تأثر فرمود آنها از ساعد قطع خواهند شد.

این کلمات چون صاعقه اى بر ام البنین فرود آمد و قلبش را ذوب کرد. سپس او با اضطراب و به سرعت پرسید:چرا قطع مى شوند؟ امام به او خبر داد که فرزندش در راه یارى اسلام و دفاع از برادرش، حافظ شریعت الهى و ریحانه رسول اللّه صلى الله علیه وآله دستانش قطع خواهد شد. ام البنین به شدت گریست و زنان همراه او نیز در غم، رنج و اندوهش شریک شدند

در این لحظه بود که ام البنین عظمت و عمق ایمان خود را نشان داد و به دامن صبر و بردبارى چنگ زد و خداى را سپاس گفت که فرزندش، فدایى سبط گرامى رسول خدا صلى الله علیه وآله و ریحانه او خواهد بود.

۲⃣ جمله معروف او هنگام شنیدن خبر شهادت چهار فرزند خویش مقام صبر و تحمل این مادر را آشکار کرده و زینت بخش صفحات تاریخ کربلا شده است. با آنکه بشیر خبر شهادت حضرت ابو الفضل علیه السلام ۳۴  ساله، عبد اللّه ۲۴ ساله، عثمان ۲۱ ساله و جعفر ۱۹ ساله را به مادرشان مى دهد، وى صبر و بردبارى مى کند و فقط از امام خود مى پرسد

📚📚 پی نوشت

۱⃣ قمر بنى هاشم، عبد الرزّاق مقرّم، نشر حیدریه نجف اشرف ۱۳۶۹و ق ص ۱۹

۲⃣ همان

🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

💠کرامات معنوی💠

یکی ازویژگیهاى ام البنین (سلام‌الله‌علیها) این مادر با عظمت مقامات معنوى و کرامات اوست

✨ بچه دار شدن یک خانواده حنفى مذهب✨

در شهر کوت عراق، در منزل خانم حاجیه ام عبد الامیر، در دهه دوم محرم الحرام، مجلس عزادارى به نام حضرت ام البنین علیهاالسلام برقرار بود.

در همان روزها یک خانواده پیرو مذهب حنفى به آن محله آمدند. در میان آنان خانمى به چشم مى خورد به نام وزیره که حدود ده سال از ازدواجش مى گذشت و هنوز بچه دار نشده بود و امید به فرزند داشتن را از کف داده بود. برخى از اهالى محل به او گفتند:چرا به ام البنین علیهاالسلام متوسل نمى شوى؟ وزیره گفت:این کار سودى ندارد؛ زیرا علم پزشکى از معالجه من ناتوان مانده است. حتى از داروهاى سنتى استفاده کردم و در روز میلاد زکریا علیه السلام روزه گرفتم؛ اما سودى نبخشید.

آنان گفتند:هر کس از غذاى سفره ام البنین علیهاالسلام بخورد و او را در پیشگاه خدا واسطه قرار دهد، خداوند دعایش را مستجاب مى کند. چه اشکالى دارد که تو نیز چنین کنى. شاید خداوند، نوزاد دخترى به تو عطا کند و به میمنت ام البنین علیهاالسلام نام او را فاطمه بگذارى.

وزیره در حالى که با سکوت و نگرانى به سوى آنان نگاه مى کرد، یکباره زبانش باز شد و با صداى لرزان گفت:به این شرط که این قضیه میان من و شما باشد و شوهر و خانواده ام از آن آگاه نشوند. آنان گفتند:بسیار خوب! فردا و یا پس فردا ان شاء اللّه  در منزل حاجیه حضور پیدا کن. در آنجا مجلسى برگزار مى شود که با خواندن روضه ام البنین پایان مى یابد.

وزیره با دنیایى از بیم و امید، در حالى که صورت خود را پوشانده بود، از خانه اش بیرون آمد و روانه منزل حاجیه، ام عبد الامیر شد. از شرم، عرق مى ریخت و خاطرش پریشان بود. هر قدر که به جلسه روضه نزدیک مى شد، تپشهاى قلبش بیشتر مى شد. صداى روضه خوان گوشهاى او را نوازش مى داد و به رهایى از رنج روحى امیدوارش مى ساخت. وى وارد خانه شد و در مراسم روضه شرکت کرد.

وقتى روضه خوان از نوحه سرایى فارغ شد، براى بهبودى بیماران دعا کرد؛ آن گاه سفره ام البنین(علیهاالسلام) پهن شد. زنان حاضر به غذاهاى موجود در سفره، تبرک مى جستند. آنها گرد سفره نشسته بودند و بهبودى بیماران و برآورده شدن حاجتهایشان را درخواست مى کردند. وزیره با دستانى لرزان، قدرى از خوراکیها را از سفره برداشت و از جایش برخاست و در حالى که اشکهایش جارى بود، از منزل خارج شد. او و شوهرش در شامگاه به امید شفا، از آن غذا خوردند.

حدود یک ماه از این واقعه مى گذشت که حالات وزیره تغییر کرد و گرفتار سرگیجه و درد سینه شد. تمایلش به غذا کاهش یافت. خوابش زیاد و حضورش در جاهاى شلوغ مشکل شد. هر کارى که به عهده اش گذاشته مى شد، به سختى انجام مى داد و دلش اضطراب خاصى پیدا کرده بود.

شوهرش مى گوید ای وزیره چه شده است؟ آیا بیمار هستى؟ او پاسخ مى دهد:نمى دانم. » همسرش او را نزد پزشک مى برد و پزشک پس از معاینه مى گوید: چیزى نیست. ناراحتی هاى او نشانه باردارى است و براى اینکه شما مطمئن شوید، فردا به آزمایشگاه مراجعه کنید.  با شنیدن این خبر مسرت بخش، هر دو بى نهایت خوشحال مى شوند. شوهر وزیره در حالى که اشک شوق مى ریخت، گفت: آقاى دکتر! آیا شما اطمینان دارید؟ دکتر با کمال خونسردى گفت:بله.

فرداى آن روز، وزیره همراه همسرش، جواب مثبت آزمایش را دریافت مى کنند. پس از آن به خانه مى روند و سجده شکر به جاى مى آورند. خبر باردار شدن وى میان بستگان منتشر مى شود و شادى، فضاى خانواده را فرا مى گیرد؛ ولى او نذرى را که براى ام البنین کرده بود، همچنان در سینه اش پنهان نگاه مى داشت

سرانجام ماهها سپرى شد و نهمین ماه از ایام باردارى او فرا رسید. در آغاز فصل بهار و اندکى پیش از اذان صبح، او دخترى به دنیا آورد و همگى خوشحال شدند. وزیره گفت:براى تبرک جستن به ام البنین علیهاالسلام نام کودک را فاطمه بگذارید؛ اما خویشاوندان شوهرش مخالفت کردند و گفتند نام او را عایشه بگذارید. براى از بین بردن اختلاف، نام آن کودک را «بُشرى» گذاشتند.

📚📚 منبع

چهره درخشان قمر بنى هاشم ابو الفضل العباس علیه السلام، على ربانى خلخالى، ج  ۲  با تلخیص

  اشعار منسوب به حضرت ام البنین (سلام الله علیها)  🏴

💠 لا تَدْعُوِنِّی وَیْکِ أُمَّ الْبَنِینَ تُذَکِّرِینِی بِلِیُوثِ الْعَرِینِ

واى بر تو مرا دیگر مادر پسران مخوان که مرا به یاد شیران بیشه‏ ام می ‏اندازى

💠 کانَتْ بَنُونَ لِی أُدْعَى بِهِمْ وَ الْیَوْمَ أَصْبَحْتُ وَ لا مِنْ بَنِینَ

من پسرانى داشتم که به خاطر آنان مرا ام البنین می خواندند ولی امروز دیگر پسری ندارم

💠 أرْبَعَهٌ مِثْلُ نُسُورِ الرُّبَى قَدْ وَاصَلُوا الْمَوْتَ بِقَطْعِ الْوَتِینِ

چهار پسر که مانند عقاب های کوهسار بودند و با بریده شدن رگ حیات یکى پس از دیگرى به مرگ پیوستند

💠 تنَازَعَ الْخِرْصَانُ أَشْلاءَهُمْ فَکُلُّهُمْ أَمْسَى صَرِیعا طَعِینَ

بر سر نعش آن ها نیزه ها به ستیزه برخاستند و همه آنان از زخم نیزه به خاک افتادند

💠 یا لَیْتَ شِعْرِی أَ کَمَا أَخْبَرُوا بِأَنَّ عَبَّاسا قَطِیعُ الْیَمِینِ

اى کاش می ‏دانستم آیا چنان که خبر دادند؛ عباس من دست راستش قطع شده بوده است؟

‫۰/۵ ‫(۰ نظر)

بازدیدها: ۳۳۲۷

ادامه مطلب