فیش منبر محرم شبهات عاشورا ۵

روز پنجم ـ فلسفه حضور خانواده سید الشهداء
فیش سخنرانی کوتاه – شبهات پیرامون قیام سیدالشهداء علیه السلام
ایجاد انگیزه به روش سوال
گفتیم بارها اباعبد الله خبر از شهادتشون می دادند و می فرمودند ….. ، ولی اون چه که کار مشکل تر می کنه این که خب یا ابا عبد الله ،فداتون بشم، قراره شما شهید بشی برای چی خانوادت رو همراه می بری؟ تو این شرایطی که شهادت حتمی هست ، معلومه که برای خانواده شما اسارت قطعیه !

تو شرایط سخت جنگی که جای اوردن خانواده نیست ! می بردی اهل بیتت رو آقا یه جای امنی قرار می دادی و می اومدی به شهادت می رسید خیال خودت هم راحت تر بود نه عطشی نه بی احترامی نه اسارتی اینها حداقل نبود

ما نمی فهمیم دلیل اینکه خانوده رو باخودت همراه می فرمایید چیه ؟

شب عاشورا هم که به اصحابت گفتی هر کسی می خواد بره ، بره ولی به اهل بیتت نگفتی زینبم توام برو! چرا ؟
اقناع اندیشه به روش توضیح

نهضت اباعبد الله  دو رسالت بر عهده  داشت :

۱٫                 یکی شهادت و جان نثاری در راه خدا

۲٫                 دیگری رساندن پیام عاشورا و حراست از تحریف و تغییر

و نقش دوم رو خانم ها و خانواده ابا عبد الله بر دوش داشتند

شما ببینید نقشه نهایی دشمن که تمام سعی و تلاشش رو می کرد تا به اون برسه این بود که نامی و یادی از امام حسین علیه السلام در ذهن و دل مردم باقی نمونه این معنا رو زینب کبری سلام الله علیها خطاب به یزید فرمودند ای یزید

سع سعیک جد جهدک والله لاتمحو ذکرنا ۱

فرمود یزید تمام تلاشت رو بکنه هر کاری می تونی بکن به خدا قسم نمی تونی یاد ما رو محو کنی یعنی این می خواستند نامی از اهل بیت باقی نمونه حضرت زینب سلام الله علیها اندرون دل یزید رو برملا کرد

اگر خانواده اهل بیت نبودند تا با خطبه های آتشینشون چهره پست و پلشت یزید رو رسوا کنند با تبلیغاتی که  امویان داشتند نمی گذاشتند نامی از اهل بیت علیهم السلام باقی بمونه برای همین ور می داره ده نفر حرام زاده رو مامور می کنه تا بر بدن شهدا اسب بتازونند نمی خواد هیچی از اینها باقی بمونه

شما ببیند تو ورود اسرا به شام ،‌شهر رو آذین بستند مردم شروع کردند به رقص و پای کوبی سه روز اهل بیت امام حسین رو پشت در های شام نگه داشتند یعنی برنامه ریزی شده یزید داره تداراک جنگ تبلیغاتی می کنه

ولی طولی نکشید نقشش نقش بر آب شد ، شادی یزید فروکش کرد برای چی ؟

سعی می کرد شهادت امام رو به دیگران نسبت بده می گفت خدا لعنت کنه ابن زیاد رو من که نگفتم حسین رو این طوری به قتل برسونه

دستور داد سقا خانه هایی رو تو شام تعبیه کنند و مردم آب بخورند و بر قاتلین سید الشهدا نفرین کنند

این کار اسارت خانواده اهل بیت و خطبه های زینب کبری و امام زین العابدین علیهما السلام بود

حتی خانواده یزید هم تحت تاثیر انقلابی که زینب کبری سلام الله علیها و دیگر بانوان در دل ها براه انداخته بود ند قرار گرفته بود

دیگه یزید نتونست اون طوری که خانواده امام حسین ع رو وارد شام کنه بیرون ببره دستور داد با اکرام و اجلال این ها رو از شام به سمت مدینه ببرند

نه اینکه یزید آدم شده باشه نه این عمق اثری که زینب در جامعه شام ضد اهل بیت گذاشته

این کار، کارستون زینب کبری است

چرا بعد از اینکه دستور رهایی اهل بیت علیهم السلام صادر شد، حضرت زینب می فرماید که ما می خوایم هفت روز تو شام باشیم عزاداری کنیم

خب یا حضرت زینب شام جای عزاداری نیست بعد این هم مصیبت تشریف ببرید مدینه کنار قبر رسو ل خدا ص اون جا اقامه عزا کنید

نه همین جا مردم باید دور اهل بیت علیهم السلام رو بگیرند

فرمود ان المومن مجاهد بسیفه و لسانه۲

مومن با شمشیر و زبانش جهاد می کنه

برای ایفای نقش دوم توسط خانواده اهل بیت زبان تیز و برنده زینب کبری سلام الله علیها دل دشمن رو خالی می کنه

و به اهداف شوم و پلیدشون رو نا بود می کنه

حضرت زهرا سلام الله علیها به حضرت زینب سلام الله علیها فرمودند گویا دارم می بینم که با زبان عربی مبین از حقی که پایمال شده دفاع می کنی

خلاصه سه حرکت اساسی که با حضور خانواده اباعبد الله در ماجرای کربلا شکل گرفت به ترتیب این ها بودند

۱٫                 پیام رسانی

در تداوم مسیری که حضرت زهر سلام الله علیها طلایه دار اون بودند در حمایت از  ولایت و رهبری جامعه اسلامی  ، خانواده امام حسین علیه السلام هم در امتداد این مسیر شروع کردند به روشنگری کردند و شفاف کردن حرکت و شهادت و بیان آرمان های سید الشهدا و آنچه که این نهضت در پی اون بود و حقانیت این حرکت

که اگر نبود این خطبه های آتشین حضور مظلومانه که شاهد بر حقانیت این حرکت باشه معلوم نبود چه برسر قیام اباعبدالله می اومد و پیام کربلا در کربلا دفن می شد و دست خوش تحریف قرار می گرفت

۲٫                 خنثی سازی تبلیغات بنی امیه

شام از روزی که به تصرف مسلمانان در اومده بود در سیطره فرمان روایانی مثل خالد پسر ولید و معاویه وپسر ابو سوفیان بود و این جا اسلام اموی معنا پیدا کرده بود

اگر چه ۱۱۳ تن از صحابه نبی مکرم اسلام صل الله علیه و آله در فتح این سرزمین شرکت داشتند و کم کم ساکن شام شدند ولی خیلی هاشون مدت کمی رو د رمحضر رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند و خیلی ها شون هم در طول حکومت خلیفه اولی تاسومی از دنیا رفته بودند و در زمان قیام امام حسین علیه السلام تنها یازده نفر از اون ها زنده بوندند و این ها در سن بالا یی قرار داشتند و ترجیح می دادند خونه نشین باشند و منزوی تا اینکه با مردم بجوشند و بین مردم نفوذی نداشتند.

معاویه ۴۲ سال مردم شام رو  ضد اهل بیت با برنامه بار اورده بود می گفت برید بچه گوسفندهای رو بین بچه های شهر شام پخش کنید و بگید معاویه این ها رو به شما هدیه داده بعد از چند وقتی که بچه با این بزغاله ها انس می گرفتند شبانه دستور می داد گوسفندها رو جمع کنند و بگند که علی آمده این گوسفندها رو برده.

این طور ی نامردکینه سازی می کرد.

در مقابل بنی امیه رو خویشان رسو ل خدا معرفی می کرد تا اون جا که وقتی مروان آخرین خلیفه اموی کشته شد

عده ایی از شامی ها پیش حاکم بنی عباس رفتند و قسم خوردند که ما فکر نمی کردیم که رسول خدا صل الله علیه و آله قوم و خویشی جز بنی امیه داشته تا از او ارث ببرند

بنابراین تحول در این شام جز با حضور اهل بیت علیهم السلام میسر نبود

۳٫                 افشای چهره ظالم

مظلومیت فطرت ها رو بیدار می کنه و نقش به سزا و رسایی در رساندن پیام داره به قدری که عده ایی برای

جلب دل ها و نظرها مظلوم نمایی می کنند

ولی در کربلا حقیقت مظلومیت رخ داد تا آون جا که حتی به طفل شش ماه هم رحم نشد

امام سجاد علیه السلام تو شما که خواستگاه بنی امیه بود وقتی شروع کردند به رسو ا کردن  دشمن فرمودند

پدرم رو شما قطعه قطه کردید و مثل پرنده ایی در قفس پرو بالش رو شکستید تا جان داد

اینجا اگه اما می فرمود پدرم رو شهید کردند تو چشم شامی هایی که شناخت نسبت به اهل بیت نداشتند خیلی مهم نبود پیش خودشون می گفتند خب جنگ دیگه یه عده هم کشته می شن

ولی حضرت شروع می کنند از مظلومیت در شهادت پدرشون سخن می گن و این شدت پستی دشمن رو نشون می ده

امام سجاد علیه السلام می فرمود بر فرض قصد کشتن داشتید ، چرا این طور کشتید

مثل پرنده بدنش رو پاره پاره کردید چرا کنار نهر آب ،‌او رو تشنه کشیتد ،‌چرا دفن نکردید و ….

این گونه حرف  زدن نفرت نسبت به ظالم رو شدت می بخشه ۳
پرورش احساس

حالا آدم می فهمه اینکه مقام معظم رهبری فرمودند : ما بعد از جنگ باید کاری زینبی و زین العابدینی کنیم

اگه فرهنگ شهادت ، فرهنگ ایثار و آنچه که در آرمان شهر جنگ گذشت رو در بستر جامعه پهن می شد

و فراگیر ما بیشتر شاهد حضور فضیلت ها در صحنه جامعه بودیم

عزاداری برای سید الشهدا مهم ترین نقش رو داشت در پیام رسانی عاشورا

اینکه سفارش های فراوانی شده برای برپایی عزاداری به خاطر این که با این کار پیام عاشورا به نسل آینده

رساتر می رسه و در موج احساسات دل ها به هم گره می خوره تا هر چه بیشتر به اهداف عاشورا نزدیک تر بشیم.
رفتار سازی

خودمو ن رو از مجلس عزای اباعبد الله جدا نکنیم هر طوری می تونیم یه قدم برداریم

حتی به اندازه اینکه یک هزار تومنی ،‌ یک استکان چایی جلوی عزادارها بذاریم

فرمود موسی ما من عبد انفق فی محبه ابن بنت رسول الله درهم و غیر ذالک

الا و بارکت فی دار الدنیا الدرهم بسبعین درهم۴

هر که در راه محبت ابا عبد الله درهمی خرج کنه یا کار دیگه کنه نیست مگر اینکه به هر درهم هفتاد برابر  برکت می دم برکت می دا
روضه کوتاه
معجزه زینب کبری سلام الله علیها این نیست که کوری رو شفا بده و  مشکلی رو حل کنه یه معجزه از زینب ه ست که تا نداره

اون آقا می گفت : رفتم  شام  زیارت حضرت زینب چند قدمی ضریح مطهر نشسته بودم یه وقتی دیدم یه آقایی اومد با زبان عربی گفت می شه کنارتون بشینم می گفت یه کمی عربی بلد بودم گفتم بفرما وقتی زیارتم تمام شد

بهش گفت شما شیعه هستی گفت نه من سنی جز مدرسین دروس اهل تسننم پرسیدم آیا با معارف شیعه هم آشنا هستی

گفت نه ولی یه جمله گفت دلم رو آتش زد

گفت ولی من هر روز می رم هم زیارت حضرت رقیه و هم زیارت حضرت زینب

مایی که یک هفته بودیم اون جا یک خط در میون می رفتیم زیارت این حضرات اونایی که سوریه رفتند می دوند بین این دو حرم حداقل نیم ساعت فاصله است یکی حاشیه شهر یکی مرکز شهر

این معجزه زینب است وقتی زینب به یزید می گه هر کاری می خوای بکن به خدا قسم نمی تونی یاد ما رو از بین ببری یعنی این

پیش خودم گفتم باشه حضرت زینب شما باید از یه اهل تسنن این طور دلبری کنی دلش طاقت نیاره هر روز بیاریش کنار ضریح مطهر دلش آروم بشه

اون وقت من بی چاره یه بار بیشتر روزیم نشه

این بیرق عزا یادگاری زینب کبری است ،‌ اولین روضه خون خود زینب از بالا بلند ی شروع کردند

وقتی بدنه پاره پاره برادر رو دید با صدای بلند فرمود صل علیک ملائکه السما بعد شروع کردند برا ی جدش روضه خوانی کردند حسینش رو معرفی کرد

فرمود یا رسو ل الله هذا حسین بالعرا

زینب مگه رسول خدا نمی شناسه حسینش رو

آری می شناسه ولی اون حسین سر به تن داشت ولی بذار این حسین برات یا  رسو ل الله معرفی

هذا حسین بالعرا مرمل بالدما مسلوبه بالعمامه و رداء

منی که ۵۰ سال با حسین زندگی کرده بودم وقتی رسیدم به گودی قتلگاه حسین رو نشناختم

با تعجب پرسیدم اانت اخی و ابن امی آیا تو حسین من

صل الله علیک  یا اباعبد الله
منبع
۱-    بحارالأنوار     ۴۵     ۱۳۴    باب ۳۹- الوقائع المتأخره عن قتله ص

۲-    مجمع البیان / ج ۷ / ص ۳۲۶

۳-    پرسش ها و پاسخ های دانشجویی ، ویژه محرم ، ص ۱۱۷

۴-       مستدرک‏الوسائل     ۱۰     ۳۱۸    ۴۹- باب استحباب البکاء لقتل الحسین

بازدیدها: ۴۱۰

ادامه مطلب