طلبه یاردوشنبه ۸ آذر ۱۴۰۰

» روضه امام رضا علیه السلام

کلام شهیدان: طلبگی افتخار ماست*طلبه یار* (سایت جامع طلاب و مبلغان)

بسم الله الرحمن الرحیم

فیش مرثیه

امام رضا سلام الله علیه

** **

@fishemenbar کانال فیش منبرومرثیه درایتا

عرضه در سایت طلبه یار = http://www.talabeyar.ir

 

قَالَ أَبُو الصَّلْتِ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ‏ أَنَّ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ علیهما اسلام کَانَ یَقُولُ لِبَنِیهِ هَذَا أَخُوکُمْ عَلِیُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا علیهما اسلام عَالِمُ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وسلم فَسَلُوهُ عَنْ أَدْیَانِکُمْ وَ احْفَظُوا مَا یَقُولُ لَکُمْ فَإِنِّی سَمِعْتُ أَبِی جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ غَیْرَ مَرَّهٍ یَقُولُ لِی إِنَّ عَالِمَ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وسلم لَفِی صُلْبِکَ وَ لَیْتَنِی أَدْرَکْتُهُ فَإِنَّهُ سَمِیُّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیٍّ علیه السلام.

اسحاق بن موسى بن جعفر علیهم السلام می گفت: پدرم به فرزندانش میفرمود: این برادر شما على عالم آل محمد است، مسائل خود را از وى بپرسید، و مطالب او را نگهدارى کنید، من از پدرم جعفر بن محمد شنیدم مکرر می گفت: عالم آل محمد صلى اللَّه علیهم اجمعین در صلب تو است کاش من او را میدیدم، وى با امیر المؤمنین علیه السلام همنام است.۱

یا حُجَّهَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ یا سَیِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا،یا وَجیهاً عِنْدَ اللهِاِشْفَعْ لَنا عِنْدَ الله

آمدم اى شاه پناهم بده

خط امانى زگناهم بده

اى حرمت ملجاء درماندگان

دور مران از درُ راهم بد

در شب اول که بقبرم نهند

نور بدان شام سیاهم بده

اى که عطا بخش همه عالمى

جمله حاجات مرا هم بده

آقا امام رضا علیه السلام فرمود: اباصلت من توى مجلس مامون مى روم ، اگر دیدى بیرون آمدم عبا بر سر کشیدم ، دیگه با من حرف نزن ، اباصلت میگه : آقا رفت توى مجلس مامون طولى نکشید بیرون آمد، دیدم حالش منقلب است ، عبایش ‍ راروى سرش انداخته داخل خانه شد، صدا زد: اباصلت در خانه را ببند… در اتاق را ببند… فرشها را جمع کن … مى خواهم غریبانه جان بدم ، اباصلت میگه : درِ خانه را بستم ، درِ اتاقُ بستم گاهى مى آمدم ، توى اطاق نگاه مى کردم ، مى دیدم آقا مثل شخص مار گزیده به خودش ‍ مى پیچد، هى بلند مى شه ، هى مى شینه ، یک وقت دیدم آقا بى اختیار به زمین افتاد.

آمدم توى صحن خانه – ناراحت بودم ، یک وقت دیدم یک آقازاده اى ۷ – ۸ ساله اى آن گوشه حیاط پیداش شد، دویدم جلو، آقاجان من که در را بسته بودم ، شما از کجا آمدید؟! صدا زد: اباصلت بابام کجاست ؟ آن قادرى که مرا از مدینه به یک چشم بهم زدن به طوس رسانده قدرت داره که از در بسته هم مرا وارد خانه کند، آمد طرف حجره آقا، من دنبال سر آقازاده آمدم : رفتم ببینم این پدر و پسر وقت ملاقات چه مى کنند

میگه : یک وقت تا وارد حجره شد، دیدم امام رضا علیه السلام بلند شد بچه اش جواد را بغل کرد میوه دلش ، پاره تنش را دو سال ندیده ، مى گه : آمدم سر به دیوار گذاشتم داخل خانه زار زار گریه مى کردم ، طولى نکشید یک وقت دیدم آقازاده آمد، اما حالش پریشان است . گفتم : آقاجان چرا ناراحتى ؟!

صدا زد: اباصلت بابام از دنیا رفت ۲ . عرضه بداریم یاامام جواد شماین جابااحترام بدن پدرتون تجهیزکردیدغسل فن کردید اما بمیرم برای اون آقایی که توکربلا هرچی گشت کفنی پیداکنه تابدن اربن اربای بابای مظلومش کفن کنه چیزی پیدانکرد صدازد تاآخرمجبورشد بدن پدررو در بوریا بذاره۳ .

 

مگرکفن به کربلا

بغیربوریانبود

مگرحسین سرجدا

عزیزمصطفی نبود .

الالعنه الله علی القوم الظالمین

منبع :

۱٫زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام(مناقب حضرت رضا علیه السلام) ….. ص: ۴۳۹   نویسنده:عزیزالله عطاردی

۲٫جلاء العیون ج ۲ احوالات وشهادت امام رضا(علیه السلام) بلبل بوستان مهدى (عج ) ج ۳/۱۲۶٫

۳٫مقتل معصومین علیهم السلام  ج۲  ص۴۳۹

 

‫۰/۵ ‫(۰ نظر)

بازدیدها: ۵۴۸

نظرات و ارسال نظر