قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه » فیش منبر » نگرانی های پیامبر اسلام۲

نگرانی های پیامبر اسلام۲

بسم الله الرحمن الرحیم

هزینه استفاده:صلوات جهت سلامتی وتعجیل مولا

موضوع :نگرانی های پیامبر گرامی اسلام۲

بعد از ۲۳ سال زحمت پیامبر نگران چیست؟؟

آسیبهای امت اسلامی چیست؟؟

بیم ها و نگرانی های پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله  

شماره ۲

 اشاره

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله با برنامه ای جامع، جهانی و جاودانه به سوی بندگان خدا آمد تا آنها را از سرگردانی و نادانی برهاند و به سوی زندگی سراسر سعادت در دنیا و ابدیتی آباد در آخرت رهنمون سازد. گروهی برنامه های حضرت را بدون کم و کاست پذیرفتند و به کمال رسیدند؛ شماری آنچه را هماهنگ با خواسته هایشان بود، قبول کردند و گروهی نیز با ایشان به ستیز برخاستند.

در زمان ما، همه آن برنامه ها به قوت خود باقی است و نیاز ما به داشتن چنین چارچوب هایی، نه تنها کمتر نشده، بلکه با قرار گرفتن زیر آبشار شدید اطلاعات وارداتی، بیشتر هم شده است. هیچ گاه رهنمودهای حضرت رسول صلی الله علیه و آله رنگ کهنگی به خود نمی گیرد.

در میان سخنان حضرت محمد صلی الله علیه و آله، به روایاتی از ایشان برمی خوریم که نشان دهنده نگرانی های حضرت درباره امت شان پس از رحلت است. این نگرانی ها، طیف وسیعی دارد و شامل حیطه های گوناگون بشری می شود. هدف از بازخوانی این روایات، توجه دوباره به نقاط آسیب زا در تکمیل دین داری است، نه القای ناامیدی به پیروان حضرتش. افول و نزول مسلمانان در برخی از جنبه ها، ریشه هایی عمیق و دیرینه ای دارد که رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را به ما گوشزد می کند.

۱٫ پول پرستی و درآمدهای نامشروع

یکی از نگرانی های مهم پیامبر اعظم درباره ما، توجه افراطی به پول، دارایی و ثروت اندوزی است. زیاده روی درباره این مسئله، سبب پررنگ شدن جنبه های اقتصادی و رنگ باختن دیگر جنبه های زندگی مانند رشد اخلاقی، توجه به تربیت، گسترش معنویت در جامعه و مانند آن می شود. بخش تأسف بار دیگر این مسئله، گرایش گروهی از مسلمانان به درآمدهای نامشروع و ثروت های بادآورده است که گرایش به ربا و دیگر کسب های حرام، از آن شمارند. سخنان حضرت را که بازگوکننده این نگرانی مهم است، با هم مرور می کنیم:

( «إنّ لِکلِّ اُمّهٍ فِتنَهً، و فِتنَهُ اُمَّتِی المالُ؛ برای هر امتی، آزمایشی است و وسیله آزمایش امت من، دارایی است». (محمدی ری شهری، ۱۳۷۷: ج۹: ح۱۵۷۲۵: ۳۳)

( «إنّ فی مالِ الرجُلِ فِتنَهً، و فی زوجَتِهِ فِتنَهً و ولدِهِ؛ همانا دارایی انسان مایه آزمایش است و زن و فرزند او نیز وسیله امتحان هستند». (متقی هندی، ۱۳۹۷: ح ۴۴۴۹۰)

( «لکلّ اُمَّهٍ عِجلٌ یعبُدونَهُ، و عِجلُ اُمَّتی الدَّنانیرُ و الدَّراهِمُ؛ هر امتی گوساله ای [چون گوساله سامری] دارد که آن را می پرستند و گوساله این امت، دینارها و درهم ها هستند». (محمدی ری شهری، ۱۳۷۷: ج۱۱: ح۱۹۳۸۷: ۱۲۶)

( «إنّ الدِّینارَ و الدِّرهَمَ أهلَکا مَن کانَ قَبلَکم، و هُما مُهلِکاکم؛ دینار و درهم، کسانی را که پیش از شما بودند، نابود کرد و این دو نابود کننده شماست». (کلینی، ۱۴۰۱: ج۲: ح۶: ۳۱۶)

( «عن ابنِ مسعودٍ ـ أنّه کانَ یعطی النّاسَ عَطاءَهُم، فَجاءَهُ رجُلٌ فأعطاهُ ألفَ دِرهَمٍ، ثُمّ قالَ خُذْها؛ فإنّی سَمِعتُ رسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یقولُ: إنّما أهلَک مَن کانَ قَبلَکمُ الدِّینارُ و الدِّرهَمُ، و هُما مُهلِکاکم؛ وقتی ابن مسعود در حال پرداخت عطای مردم بود، مردی آمد و او هزار درهم به آن مرد بخشید. سپس گفت: بگیرش؛ زیرا از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: جز این نیست که پیشینیان شما را درهم و دینار هلاک کرد و این دو هلاک کننده شماست». (محمدی ری شهری، ۱۳۷۷: ج۱۱: ح۱۹۳۸۹ ص۱۲۶)

( «انس بن مالک می گوید: دَخلتُ علَی النَّبی صلی الله علیه و آله و هُوَ نائمٌ علی حَصیرٍ قد أثَّرَ فی جَنْبِهِ، قالَ: أ مَعَک أحَدٌ غیرُک؟ قُلْتُ: لا، قالَ: اعْلَمْ أنَّهُ قَدِ اقْتَرَبَ أجَلی و طالَ شَوْقی إلی لِقاءِ ربّی و إلی لِقاءِ إخوانی الأنبیاءِ قَبْلی. ثُمَّ قالَ: لَیسَ شَیءٌ أحَبَ إلی مِنَ الموتِ، و لَیسَ للمُؤمنِ راحهٌ دُونَ لِقاءِ اللّه ، ثُمَّ بَکی، قُلْتُ: لِمَ تَبکی؟ قالَ: و کیفَ لا أبکی و أنا أعْلَمُ ما ینْزِلُ باُمّتی مِنْ بَعدی؟! قُلْتُ: و ما ینْزِلُ مِنْ بَعْدِک یا رسولَ اللّهِ؟! قالَ: الأهواءُ المُخْتَلِفهُ، و قَطِیعَهُ الرَّحِمِ، و حُبُّ المالِ و الشَّرَفِ، و إظهارُ البِدْعهِ؛ به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدم و دیدم بر بوریایی خفته که بر پهلوی مبارکش رد انداخته است. حضرت از من پرسید: کس دیگری نیز با تو است؟ گفتم: خیر. فرمود: بدان که اجل من نزدیک شده و اشتیاقم به دیدار پروردگارم و دیدار برادرانم، پیامبران پیش از من، به درازا کشیده است. آن گاه فرمود: هیچ چیز نزد من دوست داشتنی تر از مرگ نیست و مؤمن جز با دیدار خداوند آسوده نیست. آن گاه گریست. من عرض کردم: چرا گریه می کنید؟ فرمود: چگونه نگریم، وقتی می دانم بعد از من چه بر سر امتم می آید. عرض کردم: ای پیامبر خدا! بعد از تو چه بر سر امتت می آید؟ فرمود: خواسته های گوناگون و بریدن رشته خویشاوندی و عشق به مال و مقام و پدیدار شدن بدعت [در دین]». (نوری، ۱۴۰۷: ج ۱۲: ح۱۳۵۱۹: ۶۴)

( «إنَّ أخوَفَ ما أخافُ علی اُمَّتی مِن بَعدی هذهِ المَکاسِبُ الحَرامُ، و الشَّهوَهُ الخَفیهُ، و الرِّبا؛ بیشترین چیزی که پس از مرگم، از آن بر امتم بیم دارم، این کسب ها و درآمدهای حرام و شهوت ناپیدا و ربا خواری است». (کلینی، ۱۴۰۱: ج ۵: ح۱: ۱۲۴)

ناگفته پیداست که حضرت با تلاش برای تحقق زندگی سالم و کسب حلال، مخالف نبود، بلکه جزو مشوقان به شمار می آمد. تا مسلمانی دست نیاز به دیگران به ویژه غیرمسلمانان دراز نکند. مهم مراعات حریم های شرعی در درآمد و نیز وابسته نشدن به مادیات است.

عشق به دنیا و رفاه زدگی

دنیا در نگاه دین، جایگاه تجارت اولیای الهی و مزرعه ای برای کاشت محصول برای برداشت آن در آخرت است. جلوه ها و لذت های گوناگون و رنگارنگی هم دارد. دنیا به خودی خود ناپسند نیست، بلکه پی آمدهای ناشی از زیاده روی در دنیاخواهی و نیز برخورداری از رفاه، غفلت آفرین است که مشکلات دیگری را پدید می آورد. در نگاه عمیق پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، به هشدارهایی برمی خوریم که ما را از غرق شدن در مسائل مادی و جلوه های فریبای دنیا بازمی دارد تا با توجه به جنبه های فرامادی، لذت بیشتری، حتی از نعمت ها و خوشی های زندگی دنیایی داشته باشیم. به بخشی از سخنان حضرت در این باره اشاره می کنیم:

( «لَأنا لِفِتنَهِ السَّرّاءِ أخوَفُ علَیکم مِن فِتنَهِ الضَّرّاءِ، إنّکمُ ابتُلِیتُم بفِتنَهِ الضَّرّاءِ فَصَبَرتُم، و إنّ الدنیا حُلوَهٌ خَضِرَهٌ؛ راستی که من از فتنه خوشی برای شما بیمناکترم تا فتنه سختی. شما به فتنه سختی درافتادید و صبر کردید، اما دنیا شیرین و فریباست». (محمدی ری شهری، ۱۳۷۷: ج۹: ح۱۵۷۲۶: ۳۳)

( «عن رسولِ اللّه  صلی الله علیه و آله: إنّ اللّه  عَهِدَ إلَی أنْ لا یأتینی أحدٌ مِن اُمَّتی بلا إله إلاّ اللّهُ لا یخْلِطُ بها شَیئا إلاّ وَجَبتْ لَه الجَنّهُ. قالوا: یا رسولَ اللّهِ، و ما الّذی یخْلِطُ بلا إله إلاّ اللّهُ؟ قالَ: حِرْصا علی الدُّنیا و جَمْعا لها و مَنْعا لها، یقولونَ قَولَ الأنبیاءِ و یعملونَ عَملَ الجَبابِرَهِ؛ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند به من سفارش کرد که احدی از امت من با «لا إله إلاّ اللّه» نزد من نمی آید، مگر آنکه بهشت بر او واجب می شود، به شرط آنکه چیزی را با آن نیامیخته باشد. عرض کردند: ای پیامبر خدا! آنچه با لا إله إلاّ اللّه آمیخته می شود چیست؟ فرمود: حرص به دنیا و جمع کردن مال دنیا و ندادن آن به دیگران. این گونه افراد، سخنشان سخن پیامبران است و کردارشان، کردار ستمگران!». (متقی هندی، ۱۳۹۷: ح۱۴۶)

( «لا تَزالُ لا إلهَ إلاّ اللّه  تَحجُبُ غَضَبَ الرَّبِّ عَنِ النّاسِ، ما لَم یبالُوا ما ذَهبَ مِن دِینِهِم إذا صَلُحَتْ لَهُم دُنیاهُم؛ لا إله إلاّ اللّه، همواره خشمِ خدا را از مردم باز می دارد، مگر زمانی که چون دنیایشان آباد شد، دیگر برایشان مهم نباشد که دینشان از بین برود». (همان: ح۲۲۲)

( «لا إله إلاّ اللّه  تَمْنَعُ الِعبادَ مِن سَخَطِ اللّه ، ما لَم یؤْثِروا صَفْقهَ دُنیاهُمْ علی دِینهِمْ؛ لا إله إلاّ اللّه، بندگان را از خشمِ خدا نگه می دارد، به شرط آنکه کسب و کارِ دنیای خود را بر دین خویش ترجیح ندهند». (همان: ح۲۲۱)

( «أظُنُّکم سَمِعتُم أنّ أبا عُبَیدهَ قَدِمَ بشَیءٍ مِن البَحرَینِ، فأبشِروا و أمِّلُوا ما یسُرُّکم، فوَ اللّه ما الفَقرَ أخشی علَیکم، و لکن أخشی علَیکم أن تُبسَطَ علَیکمُ الدُّنیا کما بُسِطَت علی مَن کانَ قَبلَکم، فتُنافِسوها کما تَنافَسوها، فتُهلِککم کما أهلَکتهُم؛ گمان می کنم شنیده اید ابو عبیده چیزی از بحرین آورده است. بشارت بر شما و به آینده خوشی که در انتظار شماست، امیدوار باشید؛ زیرا به خدا سوگند که من از فقر بر شما نمی ترسم، بلکه ترس من برای شما از این است که دنیا همچنان که به روی پیشینیان شما باز شد، به روی شما نیز باز شود و همچون آنان بر سر آن به رقابت برخیزید. در نتیجه، دنیا شما را نیز همانند آنان به نابودی افکند». (همان: ح۶۱۶۱)

( «شِرارُ اُمَّتِی: الَّذینَ وُلِدوا فِی النَّعیمِ و غُذوا بِهِ، هِمَّتُهُم ألوانُ الطَّعامِ و ألوانُ الثِّیابِ، یتَشَدَّقونَ فِی الکلامِ؛ بَدانِ امت من آنانند که در نعمت زاده می شوند و با آن بار می آیند و همت شان صرف غذاها و جامه های رنگارنگ می گردد و در سخن گفتن مراعات دیگران را نمی کنند». (محمدی ری شهری، ۱۳۷۷: ح۲۲۵۲)

( «إذا عَظَّمَتْ اُمّتی الدُّنیا نَزَعَ اللّه منها هَیبَهَ الإسلامِ؛ هرگاه امت من دنیا را بزرگ بدارند، خداوند شکوه اسلام را از آنان می گیرد». (حمدان، بی تا: ج۱: ۷۵)

( «یوشِک الاُمم تَداعی عَلَیکمْ تَداعِی الأکلَهِ علی قَصْعَتِها. قالَ قائلٌ مِنْهُمْ: مِنْ قِلّهٍ نَحْنُ یوْمَئذٍ؟ قالَ: بَلْ أنْتُمْ کثِیرٌ، و لکنّکمْ غُثاءٌ کغُثاءِ السَّیلِ، وَ لینْزِعَنَّ اللّه  مِنْ عَدُوِّکمُ المَهابهَ منهم، و لَیقْذِفَنَّ فی قُلوبِکمُ الوَهْنَ! قالَ قائلٌ: یا رسولَ اللّه و ما الوَهْنُ؟ قالَ: حُبُّ الدُّنیا و کراهِیهُ المَوتِ؛ زود باشد که ملت ها بر شما هجوم آورند، همچون هجوم گرسنگان به ظرف غذا. یکی از آن میان گفت: آیا به علت آن که در آن هنگام شمارمان اندک است [، چنین می کنند]؟ فرمود: برعکس، تعدادتان بسیار زیاد است، اما چونان کف و خاشاک روی سیلاب هستید، خداوند هیبت و شکوه شما را از دل های دشمنانتان بر می گیرد و در دل های شما «وهن» می افکند. یکی پرسید: ای پیامبر خدا! «وهن» چیست؟ فرمود: دوست داشتن دنیا و ناخوش داشتن مرگ». (محمدی ری شهری، ۱۳۷۷: ج۱: ح۸۲۱: ۲۲۵)

( «أخْوَفُ ما أخافُ علی اُمّتی زَهْرَهُ الدُّنیا و کثْرَتُها؛ ترسناک ترین چیزی که از آن برای امت خود می ترسم، زرق و برق و وفور متاع دنیاست». (همان، ج۱: ح۸۳۳: ۲۲۸)

( «أخْوَفُ ما أخافُ علی اُمّتی: أنْ یکثُرَ لَهُمُ المالُ فَیتَحاسَدُونَ و یقْتَتِلُونَ؛ بیشترین چیزی که مرا نگران امتم کرده، این است که مال و ثروتشان زیاد شود. در نتیجه، به هم حسد ورزند و به جان یکدیگر افتند». (حمدان، بی تا: ج۱: ۱۲۷)

( «تکونُ اُمّتی فی الدُّنیا ثلاثهَ أطباقٍ: أمّا الطَّبَقُ الأوّلُ فلا یحِبّونَ جَمعَ المالِ و ادِّخارَهُ، و لا یسعَونَ فی اقتِنائهِ و احتِکارِهِ، و إنّما رِضاهُم مِن الدُّنیا سَدُّ جَوعَهٍ و سَترُ عَورَهٍ، و غِناهُم فیها ما بَلَغَ بهِمُ الآخِرَهَ، فاُولئک الآمِنونَ الّذینَ لا خَوفٌ علَیهِم و لا هُم یحزَنونَ. و أمّا الطَّبَقُ الثّانی فإنّهُم یحِبُّونَ جَمعَ المالِ مِن أطیبِ وُجوهِهِ و أحسَنِ سُبُلِهِ، یصِلونَ بهِ أرحامَهُم، و یبِرُّونَ بهِ إخوانَهُم و یواسُونَ بهِ فُقَراءهُم، و لَعَضُّ أحَدِهِم علَی الرَّضْفِ أیسَرُ علَیهِ مِن أن یکتَسِبَ دِرهَما مِن غَیرِ حِلِّهِ، أو یمنَعَهُ مِن حَقِّهِ أن یکونَ لَهُ خازِنا إلی حِینِ مَوتِهِ، فاُولئک الّذینَ إن نُوقِشوا عُذِّبوا و إن عُفِی عنهُم سَلِموا. و أمّا الطَّبَقُ الثّالِثُ فإنّهُم یحِبُّونَ جَمعَ المالِ مِمّا حَلَّ و حَرُمَ، و مَنعَهُ مِمّا افتُرِضَ و وَجَبَ، إن أنفَقوهُ أنفَقوا إسرافا و بِدارا، و إن أمسَکوهُ أمسَکوا بُخلاً و احتِکارا، اُولئک الّذینَ مَلَکتِ الدُّنیا زِمامَ قُلوبِهِم حتّی أورَدَتهُمُ النّارَ بذُنوبِهِم؛ امت من در دنیا سه دسته اند: دسته اول، جمع آوری و اندوختن ثروت را دوست ندارند و در به دست آوردن و احتکار آن نمی کوشند، بلکه از دنیا به سدّ جوعی و ستر عورتی خرسندند و توانگری شان در دنیا همان مقداری است که آنها را به آخرت برساند. اینان همان ایمن شدگانی هستند که بیم و اندوهی به ایشان نمی رسد. دسته دوم، جمع کردن مال را از پاکیزه ترین و نیکوترین راه هایش دوست دارند، تا بدان وسیله به خویشاوندانشان، رسیدگی و به برادرانشان نیکی کنند و تهی دستانشان را کمک رسانند. اگر یکی از اینان سنگ تفتیده ای را گاز زند، برایش آسان تر از این است که درهمی از غیر حلال به دست آورد یا آن را تا زمان مرگ خود بیندوزد و حق و حقوقش را نپردازد. اینها کسانی هستند که اگر [درباره مالشان] با دقت حساب رسی شوند، به عذاب گرفتار آیند و اگر بخشوده شوند [از عذاب] جان سالم به در برند. دسته سوم، دوست دارند مال را از راه حلال و حرام جمع کنند و حقوقی را نپردازند که بر آنها واجب و فرض شده است. اگر خرج کنند، اسراف و ول خرجی می کنند و اگر امساک ورزند، از روی بخل و احتکار است. اینان کسانی هستند که دنیا مهار دل هایشان را در اختیار گرفته است تا آنکه به سبب گناهانشان ایشان را به آتش درآورد». (دیلمی، ۱۴۱۴: ح۲۹: ۳۴۱)

نفاق

ورود منافقان به جمع مسلمانان و نقشه های پر آب و لعاب شان، موجی از تردید را در دین داران پدید می آورد و عزم راسخ آنها را برای نبرد با دشواری ها و دشمنان، به سوی سستی و ضعف می کشاند. منافقان، هر قدر آگاهانه تر و حساب شده تر کار کنند، خطرهای فزون تری خواهند داشت که «چو دزدی با چراغ آید، گزیده تر برد کالا».

منافقان در دنیای کنونی، با دسترسی به غول های رسانه ای و استفاده از فنون اطلاع رسانی جدید، برای جامعه دینی خطرات بیشتری خواهند داشت که هشیاری بیشتر و رویارویی مناسب با خود را می طلبد. حضرت رسول صلی الله علیه و آله درباره منافقان کاربلد، چنین هشدارهایی داده است:

( «إنّی لا أتَخَوَّفُ علی اُمَّتی مُؤمِنا و لا مُشرِکا، أمّا المُؤمنُ فیحجُرُهُ إیمانُهُ، و أمّا المُشرِک فیقمَعُهُ کفرُهُ، و لکن أتَخَوَّفُ علَیکم مُنافِقا عالِمَ اللِّسانِ؛ یقولُ ما تَعرِفونَ، و یعمَلُ ما تُنکرونَ؛ من برای امت خود از مؤمن و مشرک نمی ترسم؛ زیرا مؤمن را ایمانش مانع [از لطمه زدن به جامعه اسلامی] می شود و مشرک را نیز همان کفرش سرکوب می کند، اما ترس من برای شما از منافق زبان بازی است که حرف هایی می زند که شما بدان اعتقاد دارید و کارهایی می کند که شما به آنها اعتقاد ندارید». (متقی هندی، ۱۳۹۷: ح۲۹۰۴۶)

( «إنّ أخوَفَ ما أخافُ علَیکم بَعدی کلُّ مُنافِقٍ عَلیمِ اللِّسانِ؛ بیشترین ترس من برای شما پس از خودم، از منافقان زبان باز است». (محمدی ری شهری، ۱۳۷۷: ج۹: ح۱۶۰۰۵: ۱۳۱)

تفرقه

امت اسلامی تا زمانی که با هم باشند، تجربه بدر و خیبر و دیگر تجربه ها را حتی با شمار اندک تکرار خواهند کرد. از این رو، همه همت دشمنان جامعه اسلامی، زدودن اتحاد به شکل های گوناگون است. این نگرانی از نگاه و سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیداست و ما را از بروز چنین اتفاق های تلخی برحذر می دارد. وجود بهانه های شخصی مانند حسادت، کینه توزی، ترک خویشاوندی و بهانه های فکری و عقیدتی مانند قومیت گرایی، دل سپردن به تبلیغات دشمن، پدید آمدن فرقه های انحرافی و دیگر عوامل، می تواند به روح اتحاد امت اسلامی آسیب برساند و عرصه را برای جولان کافران و دشمنان فراهم سازد. به برخی نگرانی های حضرت در این باره می پردازیم:

( «إذا لم تَغُلَّ اُمَّتی لم یقُمْ لَها عَدُوٌّ أبَدا؛ هرگاه امت من نسبت به یک دیگر کینه نورزند، هرگز دشمنی در برابر آنها قد علم نمی کند». (متقی هندی، ۱۳۹۷: ح ۱۱۰۴۴)

( «لَیأتِینَّ علی اُمَّتِی ما أتی علی بَنی إسرائیلَ حَذوَ النَّعلِ بالنَّعلِ… إنّ بنی إسرائیلَ تَفَرَّقَت علی ثِنتَینِ و سَبعینَ مِلَّهً، و تَفتَرِقُ اُمَّتی علی ثلاثٍ و سَبعینَ مِلَّهً کلُّهُم فی النارِ إلاّ واحِدَهً؛ آنچه به سر بنی اسرائیل آمد، مو به مو بر سر امت من نیز خواهد آمد… بنی اسرائیل هفتاد و دو ملت شدند و امت من نیز بزودی هفتاد و سه ملت خواهند شد، که بجز یک ملت (فرقه)، همه در آتش باشند». (همان: ح۹۲۸)

( «تَفتَرِقُ اُمَّتی علی ثلاثِ فِرَقٍ: فِرقَهٌ علَی الحَقِّ لا ینقُصُ الباطِلُ مِنهُ شیئا یحِبُّونی و یحِبُّونَ أهلَ بَیتی، مَثَلُهُم کمَثَلِ الذَّهَبِ الجَیدِ؛ کلَّما أدخَلتَهُ النارَ فَأوقَدتَ علَیهِ لم یزِدْهُ إلاّ جَودَهً، و فِرقَهٌ علَی الباطِلِ لا ینقُصُ الحَقُّ مِنهُ شیئا… و فِرقَهٌ مُدَهْدَهَهٌ علی مِلَّهِ السامِری لا یقولونَ: لا مَساسَ، لکنّهُم یقولونَ: لا قِتالَ! إمامُهُم عبدُ اللّه  بنُ قیسٍ الأشعری؛ امت من به سه فرقه تقسیم می شود: فرقه ای بر حق، که باطل کمترین چیزی از آن نکاهد، من و اهل بیت مرا دوست می دارند. حکایت آنان حکایت طلای نابی است که هر چه بیشتر آن را در آتش نَهی و آتش را شعله ورتر سازی، جز بر نابی آن افزوده نشود و فرقه ای بر باطل که حق اندک چیزی از آن نکاهد… و فرقه ای مذبذبند و بر آیین سامری، اما نمی گویند: لا مَساسَ (به من دست نزنید)، بلکه می گویند: لا قتال (جنگ، نه). پیشوای آنان عبداللّه بن قیس اشعری است». (شیخ مفید، ۱۴۰۴: ح۳: ۳۰)

( «لا تَزالُ اُمّتی بِخَیرٍ ما لَم یتخاوَنُوا، و أدَّوا الأمانهَ، و آتَوا الزَّکاهَ، فإذا لَم یفْعَلوا ذلک ابتُلُوا بالقَحْطِ و السِّنِینَ؛ امت من تا زمانی که به هم خیانت نکنند، امانت را به صاحبش برگردانند و زکات بپردازند، در خیر و خوبی به سر خواهند بُرد و اگر چنین نکنند، به قحطی و خشک سالی گرفتار می آیند». (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۷۵: ح۱۰: ۱۷۲)

( «هَلاک اُمّتی فی ثَلاثٍ: فی العَصَبیهِ، و القَدَریهِ، و الرِّوایهِ مِن غَیرِ ثَبتٍ؛ نابودی امت من در سه چیز است: در عصبیت (تعصبات قبیله ای و قومی) و مذهب قَدَری و روایت های بی اساس و نامعتبر». (متقی هندی، ۱۳۹۷: ح۴۳۹۵۲)

باورهای سست

انسان با یقین به مقصد می رسد و مشکلات ناشی از آن را به جان می خرد، اما زمانی که یقین وجود نداشته باشد و باورهای ضعیف و سست بر او حکومت کند، بدیهی است که با برخورد به کوچک ترین مانع و مشکل، مسیرش را تغییر می دهد. کم نیستند کسانی که به دلیل ضعف های عقیدتی و باورهای ضعیف، نه تنها دست از مسلمانی شسته اند، بلکه در زمره اسلام ستیزان درآمده اند. پیامبر گرامی اسلام از باورهای ضعیف امت، ابراز نگرانی می کند و آن را مایه بروز دیگر مشکلات می داند:

( «إنّ صَلاحَ أوَّلِ هذهِ الاُمَّهِ بِالزُّهدِ و الیقینِ، و هَلاک آخِرِها بِالشُّحِّ و الأمَلِ؛ این امت در آغاز به سبب زهد و یقین درست شد و در پایان به واسطه بخل و آرزو نابود می شود». (شیخ صدوق، ۱۴۱۴: ح۱۲۸: ۱۷۹)

( «ما أخافُ علی اُمَّتی إلاّ ضَعفَ الیقینِ؛ من برای امت خود از چیزی، جز سستی یقین نمی ترسم». (متقی هندی، ۱۳۹۷: ح۷۳۳۲)

( «إنّما أتَخَوَّفُ علی اُمَّتی ضَعفَ الیقینِ؛ من برای امت خود فقط از سستی یقین می ترسم». (همان: ح۷۳۴۱)

( «إنّ مِن ضَعفِ الیقینِ أن تُرضِی النّاسَ بِسَخَطِ اللّه  تعالی، و أن تَحمَدَهُم علی رِزقِ اللّه  تعالی، و أن تَذُمَّهُم علی ما لَم یؤتِک اللّهُ؛ از سستی یقین است که با به خشم آوردن خداوند متعال مردم را خشنود گردانی و برای روزی، که خداوند متعال به تو داده است، آنان را بستایی و برای آنچه خداوند به تو نداده است، مردم را نکوهش کنی». (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۷۷: ح۳۰: ۱۸۵)

هوا پرستی به جای خداپرستی

تجربه جهان اسلام مانند جنگ احد و نیز ماجرای اندلس و دیگر قضایای تاریخی نشان می دهد، هر جا مسلمانان در پی هواپرستی، خواسته های نفسانی و شهوت های شکم و شرمگاه رفته اند، روح ایمان و قدرت دین داری آنها هم به تدریج رو به افول نهاده و بستری برای نفوذ دشمنان فراهم آمده است. در دوره کنونی، سرمایه گذاری اصلی دشمنان، ترویج و اشاعه فساد و فحشا از راه شبکه های ماهواره ای، اینترنت، پخش لوح های فشرده، نوشته ها و مجلاتی با رنگ و بوی جنسی است تا بمب جنسی و تشویق به ارضای آن از شیوه های نادرست را کار بگذارند. خطر چنین مسئله ای، به مراتب بیش از جنگ نظامی است؛ زیرا موجی از غفلت، سستی و بی اعتنایی را در جامعه رقم می زند و حریم های خانوادگی و اجتماعی را به خطر می اندازد. در این باره توجه به سخنان حضرت رسول صلی الله علیه و آله می تواند راهکارهای مناسب رویارویی با چنین مسئله ای را به هر کدام از پیروان ایشان بدهد.

( «إنّما أخافُ علی اُمّتی ثَلاثا: شُحّا مُطاعا، و هَوی مُتَّبعا، و إماما ضالاًّ؛ من از سه چیز بر امت خود بیم دارم: گردن نهادن به فرمان آزمندی و بخل، پیروی از هوا و هوس و پیشوای گمراه». (همان، ح۱۷۸: ۱۶۱)

( «ثَلاثهٌ أخافُهُنَّ علی اُمّتی: الضَّلالهُ بَعْدَ المَعْرِفهِ، و مُضِلاّتُ الفِتَنِ، و شَهْوَهُ البَطْنِ و الفَرْجِ؛ سه چیز است که از آنها بر امت خود بیمناکم: گمراهی پس از شناخت، فتنه های گمراه کننده و شکم بارگی و شهوت رانی». (شیخ طوسی، ۱۴۱۴: ح۲۶۲: ۱۵۷)

( «أخافُ علی اُمّتی ثَلاثا: ضَلالهَ الأهواءِ، و اتّباعَ الشَّهَواتِ فی البُطُونِ و الفُرُوجِ، و الغَفْلَهَ بَعْدَ المَعْرِفهِ؛ از سه چیز برای امت خود بیمناکم: گمراه کنندگی هواهای نفسانی و شکم بارگی و شهوت رانی و غفلت پس از شناخت». (متقی هندی، ۱۳۹۷: ح ۲۸۹۶۷)

( «إنّ أخْوَفَ ما أخافُ عَلی اُمّتِی الهَوی و طُولُ الأملِ؛ أمّا الهوی فَإنّهُ یصُدُّ عَنِ الحقِّ، و أمّا طُولُ الأملِ فَینْسی الاخِرَهَ؛ بدانید آنچه مرا بیش از همه نگران امتم کرده، دو خصلت است: خواهش های نفس و آرزوی دراز؛ زیرا هوا و هوس، آدمی را از حق بازمی دارد و آرزوی دراز، آخرت را از یاد می برد». (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۷۰: ح۳: ۷۵)

( «أخْوَفُ ما أخافُ علی اُمّتی ثلاثٌ: ضَلالهُ الأهواءِ، و اتّباعُ الشَّهَواتِ فی البَطْنِ و الفَرْجِ، و العُجْبُ؛ سه چیز مرا بیش از هر چیزی نگران امتم کرده است: گمراه کنندگی خواهش های نفسانی، شکم بارگی و شهوت رانی و خودپسندی». (سیوطی، ۱۴۱۴: ج۳: ۴۰۳)

( «أکثَرُ ما تَلِجُ بِهِ اُمَّتی النّارَ الأجوَفانِ: البَطنُ و الفَرجُ؛ بیشتر امت من به سبب دو میان تهی به آتش می روند: شکم و شرمگاه». (کلینی، ۱۴۰۱: ج۲: ح۵: ۷۹)

( «أمّا المُهلِکاتُ: فشُحٌّ مُطاعٌ، و هَوَی مُتَّبَعٌ، و إعجابُ المَرءِ بنَفسِهِ؛ عوامل نابودکننده عبارتند از فرمانبری از بخل، پیروی از هوس و خودپسندی». (محمدی ری شهری، ۱۳۷۷: ج۱۳: ح۲۱۲۵۶: ۲۶)

( «إنّ أخوَفَ ما أخافُ علی اُمّتی مِن عَمَلِ قَومِ لُوطٍ؛ بیشترین چیزی که برای امتم از آن می ترسم، عمل قوم لوط است». (همان، ج۱۰: ح۱۸۴۸۱: ۳۰۴)

( «ثلاثٌ فاتِناتٌ: الشَّعرُ الحَسَنُ، و الوَجهُ الحَسَنُ، و الصَّوتُ الحَسَنُ؛ سه چیز دلربا و فتنه گر است: موی زیبا، رخسار زیبا و صدای خوش». (متقی هندی، ۱۳۹۷: ح ۴۴۱۲۹)

گمراهان در پوشش هدایت گران

یکی از نگرانی های حضرت رسول صلی الله علیه و آله، تغییر در کانون هدایت مسلمانان است. برخی دین شناسان بیشترین سهم را در این مشکل دارند؛ همانانی که از دین داری بهره چندانی نبرده و دین را وسیله کسب معاش و فزون خواهی های مادی خود قرار داده اند. همچنین زمانی که قرآن به نادرستی تأویل شود و شرایط مادی بر زندگی معنوی غلبه کند، باز مسیر هدایت دچار ناهمواری هایی خواهد شد. حضرت با هشدار نسبت به این مسئله، همگان را به توجه نسبت به این آسیب مهم فرامی خواند.

( «إنّما أتَخَوَّفُ علی اُمَّتی مِن بَعدِی ثلاثَ خِلالٍ: أن یتَأوَّلوا القرآنَ علی غیرِ تَأوِیلِهِ، أو یبتَغُوا زَلَّهَ العالِمِ، أو یظهَرَ فیهِمُ المالُ حتّی یطغَوا و یبطَرُوا؛ پس از خود برای امتم از سه چیز بیم دارم: تأویل نابه جای قرآن یا پی جویی لغزش عالِم یا زیاد شدن مال و ثروت در میان آنها، آن گونه که سرکش و سرمست شوند». (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۷۲: ح ۷: ۶۳)

( «أکثَرُ ما أتَخَوَّفُ علی اُمّتی مِن بَعْدی: رَجُلٌ یتأوَّلُ القرآنَ یضَعُهُ علی غیرِ مَواضِعِهِ، و رَجُلٌ یری أنّهُ أحَقُّ بهذا الأمرِ مِن غیرِهِ؛ بیشترین ترس و نگرانی من برای امتم بعد از خودم، وجود مردی است که قرآن را نابه جا تأویل و تفسیر کند و مردی که خود را به این امر (حکومت) سزاوارتر و شایسته تر از دیگری بداند». (متقی هندی، ۱۳۹۷: ح ۲۸۹۷۸)

( «أخافُ علی اُمّتی مِن بَعْدی ثَلاثهً: زَلَّهَ عالِمٍ، و جِدالَ مُنافِقٍ بِالقرآنِ، و التَّکذیبَ بالقَدَرِ؛ پس از خود درباره سه چیز بر امتم بیمناکم: لغزش عالِم، مجادله منافق به وسیله قرآن و دروغ انگاشتن تقدیر». (همان، ح۲۸۹۶۶)

( «أشَدُّ ما یتَخَوَّفُ علی اُمّتی ثَلاثهٌ: زَلّهُ عالِمٍ، أو جِدالُ منافقٍ بِالقرآنِ، أو دُنیا تَقْطَعُ رِقابَکمْ فاتَّهِمُوها علی أنفُسِکمْ؛ آنچه بیش از هر چیز درباره امتم نگران کننده است، سه چیز است: لغزش عالِم یا مجادله منافق به وسیله قرآن یا دنیایی که شما را قربانی خود می کند. پس از دنیا بر خویش بترسید». (شیخ صدوق، ۱۴۱۴: ح۲۱۴: ۱۶۳)

( «إنّ أخْوَفَ ما أخافُ علی اُمّتی الأئمّهُ المُضِلّونَ؛ وحشتناک ترین چیزی که از آن برای امتم می ترسم، پیشوایان گمراه کننده اند». (متقی هندی، ۱۳۹۷: ح۲۸۹۸۶)

( «أخْوَفُ ما أخافُ علی اُمّتی: زَلاّتُ العُلَماءِ، و مَیلُ الحُکماءِ، و سُوءُ التّأویلِ؛ بیشترین ترس من برای امتم، لغزش های علما، حق کشی قاضیان و تأویل های نادرست [از قرآن] است». (حمدان، بی تا: ج۲: ۳۲۷)

( «سَیأتِی فی آخِرِ الزَّمانِ عُلَماءُ یزَهِّدُونَ فِی الدنیا و لا یزهَدُونَ، و یرَغِّبونَ فی الآخِرَهِ و لا یرغَبُونَ، و ینهَونَ عنِ الدُّخولِ علَی الوُلاهِ و لا ینتَهُونَ، و یباعِدُونَ الفُقَراءَ، و یقَرِّبونَ الأغنیاءَ، اُولئک هُمُ الجَبّارُونَ أعداءُ اللّهِ؛ به زودی در آخرالزمان، علمایی می آیند که مردم را به دل برکندن از دنیا می خوانند، اما خود زهد نمی ورزند. به آخرت ترغیب می کنند و خود بدان رغبت نمی کنند. از وارد شدن به دستگاه حکمرانان نهی می کنند، اما خود از این کار خودداری نمی ورزند. از تهی دستان دوری می کنند و به ثروتمندان نزدیک می شوند. اینان، همان جباران دشمن خدا هستند». (کلینی، ۱۴۰۱: ج ۲: ح۵: ۱۱۷)

واژگونی و بی رنگ شدن ارزش ها

از نگرانی های پررنگ در سخنان معمار بزرگ اسلام، واژگونی ارزش ها و استحاله فرهنگی است. حضرت از روزهایی سخن می گویند که مسلمانان به دلیل کاهلی و جهالت و نیز غفلت از توطئه های دشمنان، همرنگ آنان می شوند و ارزش های گهربار دینی را به فراموشی می سپارند. فراگیری چنین فضایی در جامعه اسلامی، زمینه سرنگونی و تباهی را فراهم می سازد و در برابر پیشرفت های آنان سدّ محکمی به شمار می آید. زمانی که حلال خدا، حرام و حرام او حلال شمرده می شود، نتیجه ای جز ذلت و نابودی در پی ندارد. هنگامی که مسلمان از هویت واقعی خود فاصله بگیرد، به سوی هویت های پوشالی خواهد رفت که بین خود و آن فرهنگ تناسبی نمی بیند و حیرت و سرگردانی روحی، وجودش را تسخیر می کند. روی دیگر سکه این است که هر کدام از مسلمانان، به این آسیب ها توجه کنند و دین خود را با روش های مطمئن، از آفت ها حفظ سازند. در ادامه به برخی سخنان حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می پردازیم:

( «لا تَزالُ هذِهِ الاُمّهُ تَحْتَ یدِ اللّهِ و فی کنَفِهِ ما لَم یداهِنْ قُرّاؤها اُمَراءَها، و لَم یزَک عُلَماؤها فُجّارَها، و ما لَم یهَنِّ خِیارُها أشْرارَها، فإذا فَعَلوا ذلک رَفَع اللّه عَنْهُمْ یدَهُ ثُمَّ سَلَّطَ عَلَیهِمْ جَبابِرَتَهُمْ؛ تا زمانی که قاریان این امت با فرمان روایانش سازش نکنند و علمای آن گنه کارانش را تبرئه و بی گناه معرفی نکنند و نیکان آنان بدانش را پشتیبانی نکنند، دست خدا بر سر این امت خواهد بود و در سایه حمایت او به سر خواهند برد، اما چنانچه این کارها را مرتکب شوند، خداوند دست قدرت خود را از سر آنها بر خواهد داشت و ستمگرانشان را بر ایشان مسلط خواهد کرد». (حمدان، بی تا: ج۱: ۸۴)

( «سَیأتی علی اُمَّتِی زَمانٌ لا یبقی مِن القرآنِ إلاّ رَسمُهُ، و لا مِنَ الإسلامِ إلاّ اسمُهُ، یسَمَّونَ بهِ و هُم أبعَدُ الناسِ مِنهُ، مَساجِدُهُم عامِرَهٌ و هِی خَرابٌ مِن الهُدی، فُقَهاءُ ذلک الزَّمانِ شَرُّ فُقَهاءَ تحتَ ظِلِّ السماءِ، مِنهُم خَرَجَتِ الفِتنَهُ و إلَیهِم تَعُودُ؛ به زودی روزگاری بر امت من فرا می رسد که از قرآن جز نوشته هایش و از اسلام جز نامش نمی ماند. خود را مسلمان می نامند، در حالی که دورترین مردم از اسلامند؛ مسجدهایشان [از بنا ]آباد است، اما از هدایت خراب (تُهی) است. فقیهان (دین شناسان) آن روزگار، بدترین فقیهانِ زیر این آسمان کبودند، فتنه و گمراهی از آنها بر می خیزد و [باز ] به آنها برمی گردد». (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۲: ح۱۴: ۱۰۹)

( «سَیأتِی علی اُمَّتِی زمانٌ تَخبُثُ فیهِ سَرائرُهُم، و تَحسُنُ فیهِ عَلانِیتُهُم طَمَعا فِی الدنیا، لا یریدُونَ بهِ ما عندَ اللّه  رَبِّهِم، یکونُ دِینُهُم رِیاءً، لا یخالِطُهُم خَوفٌ، یعُمُّهُمُ اللّه  مِنهُ بعِقابٍ فَیدعُونَهُ دُعاءَ الغَریقِ فلا یستَجِیبُ لَهُم! به زودی زمانی بر امت من می آید که درون هایشان پلید است و ظاهرشان را نیکو می سازند و انگیزه شان در این ظاهرسازی طمع دنیاست، نه کسب آنچه [از رضایت و ثواب] نزد پروردگارشان، خداست. دینشان ریایی است و خوفی [از خدا] با وجود آنها آمیخته نیست. خداوند کیفری از خود را شامل حال همه آنها می کند و آنها او را مانند دعای غریق می خوانند، اما دعایشان به اجابت نمی رسد. » (کلینی، ۱۴۰۱: ج۸: ح۴۷۶: ۳۰۶)

( «یأتی زَمانٌ علی اُمَّتی اُمَراؤهُم یکونُونَ علَی الجَورِ، و عُلَماؤهُم علَی الطَّمَعِ، و عُبّادُهُم علَی الرِّیاءِ، و تُجّارُهُم علَی أکلِ الرِّبا، و نِساؤهُم علَی زِینَهِ الدنیا، و غِلمانُهُم فِی التَّزویجِ، فعِندَ ذلک کسادُ اُمَّتی ککسادِ الأسواقِ؛ زمانی بر امت من می آید که زمام دارانشان ستمگرند و عُلمایشان طمع کار و عابدانشان ریاکار و بازرگانانشان، رباخوار و زنانشان در پی زیور دنیا و پسرانشان در تزویج. در چنین روزگاری [بازار] امت من، مانند کسادی بازارها، کساد و بی رونق است». (الشعیری، ۱۴۱۴: ح۹۹۷: ۳۵۶)

( «یأتِی علَی الناسِ زَمانٌ لا یبالی الرجُلُ ما تَلِفَ مِن دینِهِ إذا سَلِمَت لَهُ دُنیاهُ؛ زمانی بر مردم می آید که اگر دنیای مرد به سلامت باشد، از بین رفتن دینش برای او اهمیتی ندارد». (مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۷۷: ح۱۳۶: ۱۵۷)

( «یأتی علَی الناسِ زَمانٌ یکونُ الناسُ فیه ذِئابا، فَمَن لم یکن ذِئبا أکلَتهُ الذِّئابُ؛ زمانی بر مردم می آید که در آن زمان مردم گرگ هستند. بنابراین، اگر کسی گرگ نباشد، گرگ ها او را می خورند». (ابن شعبه حرّانی، ۱۴۰۴: ۵۴)

( «یأتی علَی الناسِ زَمانٌ إذا سَمِعتَ باسمِ رَجُلٍ خَیرٌ مِن أن تَلقاهُ، فإذا لَقِیتَهُ خَیرٌ مِن أن تُجَرِّبَهُ، و لو جَرَّبتَهُ أظهَرَ لک أحوالاً، دِینُهُم دَراهِمُهُم، و هِمَّتُهُم بُطونُهُم، و قِبلَتُهُم نِساؤهُم، یرکعونَ للرَّغیفِ و یسجُدُونَ للدِّرهَمِ، حَیاری سُکاری لا مُسلِمینَ و لا نَصاری؛ زمانی بر مردم می آید که اگر نام کسی را بشنوی، بهتر از این است که او را ببینی و اگر او را ببینی، بهتر از این است که وی را بیازمایی. چه اگر او را بیازمایی، حالاتی [ناخوشایند] بر تو آشکار کند. دین آنها درهم هایشان است و همّ و غمشان، شکم هایشان و قبله شان، زنانشان. برای گرده ای نان، خم می شوند و برای درهم، به خاک می افتند. سرگشته اند و مست. نه مسلمانند و نه ترسا». (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۷۴: ح۳۱: ۱۶۶)

( «یأتی علَی الناسِ زَمانٌ الصابِرُ علی دِینِهِ مِثلُ القابِضِ علَی الجَمرَهِ بِکفِّهِ، (فإن کانَ فی ذلک الزَّمانِ ذِئبا و إلاّ أکلَتهُ الذِّئابُ)؛ زمانی بر مردم می آید که شکیبای بر دین، مانند کسی است که اخگری را در کف خویش گرفته باشد. در آن زمان اگر انسان گرگ باشد [می تواند زندگی کند]، وگرنه گرگ ها او را می خورند. » (نوری، ۱۴۰۷: ج۱۲: ح۱۴۲۱۵: ۳۳۰)

( «و الذی بَعَثَنی بالحَقِّ لَیأتی علَی الناسِ زَمانٌ یستَحِلُّونَ الخَمرَ یسَمُّونَهُ النَّبیذَ، علَیهِم لَعنَهُ اللّهِ و المَلائکهِ و الناسِ أجمَعینَ؛ سوگند به آنکه مرا به حق برانگیخت، قطعاً زمانی بر مردم فرا می رسد که شراب را حلال شمرند و نام نبیذ روی آن می گذارند. لعنت خدا و همه فرشتگان و مردم بر آنان باد». (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۷۷: ح۱: ۱۰۲)

( «یأتی علَی الناسِ زَمانٌ یخلُقُ القرآنُ فی قُلوبِ الرِّجالِ کما تَخلُقُ الثِّیابُ علَی الأبدانِ؛ روزگاری بر مردم بیاید که قرآن در دل های مردم کهنه و فرسوده شود، همچنان که لباس ها بر بدن ها کهنه و فرسوده می شود». (حمدان، بی تا: ج۱: ۳۱۷)

( «سیأتی زَمانٌ علی اُمَّتی لا یعرِفُونَ العُلَماءَ إلاّ بثَوبٍ حَسَنٍ، و لا یعرِفُونَ القرآنَ إلاّ بصَوتٍ حَسَنٍ، و لا یعبُدُونَ اللّهَ إلاّ فی شَهرِ رَمَضانَ، فإذا کانَ کذلِک سَلَّطَ اللّه  علَیهِم سُلطانا لا عِلمَ لَهُ، و لا حِلمَ لَهُ، و لا رَحمَ لَهُ؛ به زودی زمانی بر امت من بیاید که علما را جز به لباس نیکو نشناسند و قرآن را جز به صدای خوش و خدا را جز در ماه رمضان عبادت نکنند پس هرگاه چنین زمانی فرارسد، خداوند فرمان روایی بر آنان مسلط گرداند که نه علم دارد و نه بردباری و نه رحم». (الشعیری، ۱۴۱۴: ح۹۹۸: ۳۵۶)

( «أیها النّاسُ، إنَّ بَینَ یدَی السّاعَهِ اُمورا شِدادا، و أهوالاً عِظاما، و زَمانا صَعبا یتَمَلَّک فیهِ الظَّلَمَهُ، و یتَصَدَّرُ فیهِ الفَسَقَهُ، و یضامُ فیهِ الآمِرونَ بِالمَعروفِ، و یضطَهَدُ فیهِ النّاهونَ عَنِ المُنکرِ، فَأعِدّوا لِذلک الإیمانَ، و عَضّوا عَلَیهِ بِالنَّواجِذِ، وَ الجَؤُوا إلَی العَمَلِ الصّالِحِ و أکرِهوا عَلَیهِ النُّفوسَ تُفضوا إلَی النَّعیمِ الدّائمِ؛ ای مردم! همانا پیشاپیش قیامت، اموری دشوار و هول و هراس هایی بزرگ و زمان های سخت است. در آن زمان ستمگران زمام دار می شوند و نابکاران منصب دار، به امرکنندگان به معروف ستم می شود و نهی کنندگان از منکر، زیر فشار قرار می گیرند. پس ایمان را برای آن روز آماده سازید و بر آن سخت شکیبایی ورزید و آن را به کار نیک و شایسته پناهنده سازید و جان ها را بر [پذیرش] آن مجبور گردانید تا به نعمت جاویدان دست یابید». (دیلمی، ۱۴۱۴: ح۳۳: ۳۴۳)

ترک امر و نهی

سر زندگی جامعه و پویایی آن به وجود منتقدان و دیده بانانی است که از اصول و چارچوب های جامعه پاسبانی کنند. این مهم در اسلام با عنوان امر به معروف و نهی از منکر شناخته شده است. تا زمانی که چنین روحیه ای در جامعه حاکم باشد، می توان شاهد رشد معنوی و فزونی فضیلت ها بود، اما زمانی که به بهانه های واهی این امر مهم ترک شود، خمودگی و سستی، ایمان جامعه را فرامی گیرد. این مسئله به خوبی در سخنان پیامبر تبیین شده است:

( «أحَبُّ الأدیانِ إلی اللّه  الحَنیفِیهُ فإذا رَأیتَ اُمَّتِی لا یقولونَ للظالمِ: أنتَ ظالمٌ، فقد تُوُدِّعَ مِنهُم؛ آیین حنیف، محبوب ترین دین ها نزد خداست. پس هرگاه دیدی که امت من به ستمگر نمی گویند: تو ستمگری، بی تردید از دست رفته اند». (متقی هندی، ۱۳۹۷: ح ۳۹۱)

( «إذا لَم یأمُروا بِمَعروفٍ و لَم ینهَوا عَن مُنکرٍ و لَم یتَّبِعوا الأخیارَ مِن أهلِ بَیتی، سَلَّطَ اللّه  عَلَیهِم شِرارَهُم، فیدعوا عِندَ ذلک خِیارُهُم فلا یستَجابُ لَهُم؛ هرگاه [مردم] امر به معروف و نهی از منکر نکنند و از نیکان خاندان من پیروی نکنند، خداوند بَدان آنها را بر ایشان مسلط گرداند و در این هنگام، نیکانشان دعا کنند و دعایشان مستجاب نشود». (شیخ صدوق، ۱۴۰۷: ح۴۹۳: ۳۸۵)

( «إذا عَظَّمَت اُمَّتی الدّنیا نُزِعَت مِنها هَیبَهُ الإسلام، و إذا تَرَکتِ الأمرَ بِالمَعروفِ و النَّهی عَنِ المُنکرِ حُرِمَت بَرَکهَ الوَحی؛ هرگاه دنیا در نظر امت من بزرگ آید، شکوه اسلام از آنان گرفته شود و هرگاه امر به معروف و نهی از منکر را وا گذارند، از برکت وحی محروم گردند». (متقی هندی، ۱۳۹۷: ح ۶۰۷۰)

( «لَتَأمُرُنَّ بِالمَعروفِ و لَتَنهَوُنَّ عَنِ المُنکرِ أو لَیلحِینَّکمُ اللّهُ کما لَحَیتُ عَصای هذِه ـ لِعودٍ فی یدِهِ؛باید امر به معروف و نهی از منکر کنید، وگرنه همان گونه که من پوست این چوب دستی خود را کنده ام، خداوند پوست شما را می کنَد». (سید رضی، بی تا: ح۳۷۱: ۳۵۳)

مصرف مواد مخدر

مصرف مواد مخدر، یکی از زمینه های هدر رفتن انرژی و توان افراد است. زمانی که این مواد در جامعه ای پویا و هدفمند گسترش یابد، مهم ترین هدف آن، دور کردن افراد از رسیدن به مقاصد عالی است. پدیده ای که امروزه به خوبی در جامعه نمود یافته است. دین اسلام با هر ماده ای که خرد و اندیشه آدمی را ولو برای چند لحظه از او بگیرد، مخالفت کرده و آن را حرام شمرده است. نگرانی دیگر پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، روی آوردن جامعه اسلامی به مواد مخدر و الکل است. این نگرانی را از سخنان حضرت جویا می شویم:

( «ألا إنَّ کلَّ مُسکرٍ حَرامٌ، و کلَّ مُخَدِّرٍ حَرامٌ؛ و ما أسکرَ کثیرهُ حَرامٌ قَلیلُهُ، و ما خَمَّرَ العَقلَ فَهُوَ حَرامٌ؛ بدانید هر مست کننده ای، حرام است؛ هر ماده تخدیرگری، حرام است و آنچه بسیارش مست کند، اندک آن نیز حرام است و آنچه عقل را زایل می کند، حرام است». (متقی هندی، ۱۳۹۷: ح۱۳۲۷۳)

( «سَیأتی زَمانٌ علی اُمَّتی یأکلونَ شَیئا اسْمُهُ البَنْجُ، أنا بَریءٌ مِنهُم، و هُم بَریئونَ مِنّی؛ زمانی فرا رسد که امت من چیزی به نام بنگ مصرف می کنند. من از این افراد بیزار و به دورم و آنان از من دورند». (نوری، ۱۴۰۷: ج۱۷: ح۲۰۸۱۵: ۸۵)

( «سَلِّموا علی الیهودِ و النَّصاری و لا تُسَلِّموا علی آکلِ البَنْجِ؛ به یهود و نصاری سلام کنید، اما به مصرف کننده بنگ سلام نکنید». (همان: ۸۶)

( «مَنِ احْتَقَرَ ذَنْبَ البَنْجِ فَقد کفَرَ؛ کسی که گناهِ کشیدن بنگ را ناچیز شمارد، کافر است». (همان، ح۲۰۸۱۵)

ریاکاری و تظاهر

روح دین داری، توجه به خداوند و اجرای برنامه های او در زندگی است. هر چه این امر مهم را به خطر اندازد، فرد را از رشد واقعی در مسیر معنویت بازمی دارد. ازاین رو، در آموزه های دینی، نمایش دین داری و انجام برنامه ها و مناسک دینی به نیت جلب توجه دیگران و برخوردار شدن از منافع مالی، حرام شمرده و با عنوان «ریا» از دایره رفتارهای مقبول خارج شده است. در سخنان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، از تظاهر به دین و خودنمایی، به عنوان آسیب مهم و خطرناکی یاد شده است:

( «إنّ أخْوَفَ ما أخافُ عَلَیکمُ الشِّرْک الأصْغَرُ. قالُوا: و ما الشِّرْک الأصْغَرُ یا رسولُ اللّهِ؟ قال: هُوَ الرِّیاءُ؛ ترسناک ترین چیزی که می ترسم به آن مبتلا شوید، شرک اصغر است. گفتند: ای رسول خدا! شرک اصغر چیست؟ فرمود: ریا». (مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۷۲: ح۵۰: ۳۰۳)

( «رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله ـ و قد رَآهُ شَدَّادُ بنُ أوسٍ یبکی فَسَألَهُ عمّا یبکیهِ ـ: إنّی تَخَوَّفتُ علی اُمَّتِی الشِّرک، أما إنّهُم لا یعبُدُونَ صَنَما و لا شَمسا و لا قَمَرا و لکنّهُم یراؤونَ بأعمالِهِم؛ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ـ در پاسخ به شدّاد بن اوس که ایشان را در حال گریه دید و علت را جویا شدـ فرمود: برای امتم از شرک می ترسم. نه اینکه آنان بت و خورشید و ماه را بپرستند، بلکه اعمال خود را ریاکارانه انجام دهند». (ابن ابی الحدید، ۱۳۸۷: ج۳: ۱۷۹)

( «إنّ أخوَفَ ما أخافُ علَیکمُ الشِّرک الأصغرَ. قالوا: و ما الشِّرک الأصغَرُ یا رسولَ اللّهِ؟ قالَ: الریاءُ؛ بیشترین نگرانی من برای شما شرک کوچک است. عرض کردند: ای رسول خدا! شرک کوچک چیست؟ فرمود: ریا». (ابن فهد، ۱۳۳۸: ۳۱۴)

فتنه های فراگیر

فراگیری فتنه و نفوذ افکار منحرف در ذهن و جان مسلمانان به ویژه نسل جوان، آسیبی است که می تواند سرنوشت دینی فردی را تحت تأثیر خود قرار دهد. زندگی در دهکده اطلاعات و دسترسی به افکار گمراه کننده، این خطر را افزایش می دهد. توجه به مشکل آفرین بودن این مسئله و تغییر نگرش، گام نخست در برابر آن است. پیامبر بزرگ اسلام، چنین خطری را گوشزد فرموده است:

( «لَیغشَینَّ اُمَّتِی مِن بَعدی فِتَنٌ کقِطَعِ اللیلِ المُظلِمِ، یصبِحُ الرجُلُ فیها مؤمِنا و یمسِی کافِرا، و یمسِی مؤمِنا و یصبِحُ کافِرا، یبیعُ أقوامٌ دِینَهُم بعَرَضٍ مِن الدنیا قَلیلٍ؛ پس از من فتنه هایی همچون پاره های شب تار امّتم را فرا پوشاند، چندان که آدمی بر اثر آنها شب، مؤمن باشد و روز، کافر؛ روز، مؤمن باشد و شب، کافر. مردمانی دین خود را به اندک متاعی از دنیا می فروشند». (متقی هندی، ۱۳۹۷: ح ۳۰۸۹۳)

سران بی کفایت

زمانی که جامعه اسلامی و زمام مسلمانان به دست سران بی کفایت و شهوت مدار بیفتد، باید شعار امام حسین علیه السلام خطاب به یزید را تکرار کنیم که «علی الاسلام السلام». در مقابل، وجود رهبران شایسته همچون بنیان گذار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری، جامعه اسلامی را به سوی تعالی و سعادت پیش می برد. در ادامه سخنان پیامبر اعظم درباره سهم سران در موفقیت و شکست جامعه اسلامی را مرور می کنیم.

( «إذا غَضِبَ اللّه عَلی اُمَّهٍ و لَم ینزِل بِهَا العَذابَ، غَلَت أسعارُها، و قَصُرَت أعمارُها، و لَم تَربَح تُجّارُها، و لَم تَزک ثِمارُها، و لَم تَغزُر أنهارُها، و حُبِسَ عَنها أمطارُها، و سُلِّطَ عَلَیها شِرارُها؛ هرگاه خداوند بر امتی خشم گیرد و بر آن عذاب نازل نکند، قیمت ها در آن بالا می رود، آبادانی اش کاهش می یابد، بازرگانانش سود نمی برند، میوه هایش رشد نمی کنند، جوی هایش پُر آب نمی گردند، باران بر آن فرو نمی بارد و بَدانش بر آن سلطه می یابند». (کلینی، ۱۴۰۱: ج ۵: ح۵۳: ۳۱۷)

( «عَلامَهُ رِضَا اللّهِ تَعالی فی خَلقِهِ: عَدلُ سُلطانِهِم، و رُخصُ أسعارِهِم. و عَلامَهُ غَضَبِ اللّه  تَبارَک و تَعالی عَلی خَلقِهِ: جَورُ سُلطانِهِم، و غَلاءُ أسعارِهِم؛ نشانه خشنودی خداوند در میان آفریدگانش چنین است: دادگری حکمرانشان و کاهش قیمت هاشان و نشانه خشم خدای ـ تبارک و تعالی ـ بر آفریدگانش این است: بیدادگری حکمرانشان و افزایش قیمت هاشان». (همان، ح۱: ۱۶۲)

( «اُذَکرُ اللّهَ الوالِی مِن بَعدی عَلی اُمَّتی، إلاّ یرحَمُ عَلی جَماعَهِ المُسلِمینَ؛ فَأَجَلَّ کبیرَهُم، و رَحِمَ ضَعیفَهُم، و وَقَّرَ عالِمَهُم، و لَم یضُرَّ بِهِم فَیذِلَّهُم، و لَم یفقِرهُم فَیکفِرَهُم؛ آن کس را که پس از من بر امتم حکمرانی یابد، به یاد خدا توصیه می کنم که حتماً بر جماعت مسلمانان مهر ورزد؛ بزرگ سالانشان را گرامی شمارد، بر ناتوانانشان رحمت آورد، دانشمندانشان را بزرگ دارد و آنان را زیان نرساند که خوارشان سازد و به فقر دچارشان نکند که کافرشان کند». (همان، ج۱: ح۴: ۴۰۶)

منابع

  1. ابن بابویه قمی، محمد بن علی(شیخ صدوق). ۱۴۱۴٫ الخصال، قم: مؤسسه نشر اسلامی.
  2. ابن بابویه قمی، محمد بن علی(شیخ صدوق). ۱۴۰۷٫ الامالی. قم: مؤسسه البعثه.
  3. ابن نعمان عکبری بغدادی، محمد بن محمد(شیخ مفید)، ۱۴۰۴، الامالی، قم: مؤسسه نشر اسلامی.
  4. حرّانی، حسن بن علی(ابن شعبه). ۱۴۰۴٫ تحف العقول. تحقیق: علی اکبر غفاری. قم: مؤسسه نشر اسلامی.
  5. حلی اسدی، احمدبن محمد(ابن فهد). ۱۳۳۸٫ عده الداعی. تهران: مکتبه وجدانی.
  6. حمدان، ورام بن ابی فراس.[بی تا]. تنبیه الخواطر. بیروت: دارالتعارف و دار صعب.
  7. دیلمی، حسن بن محمد. ۱۴۱۴٫ اعلام الدین. قم: مؤسسه آل البیت.
  8. سیوطی، عبدالرحمان بن ابی بکر. ۱۴۱۴٫ الدرالمنثور. بیروت: دارالفکر.
  9. شعیری سبزواری، محمدبن محمد. جامع الاخبار. ۱۴۱۴٫قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام.
  10. طوسی، محمد بن حسن (شیخ طوسی). ۱۴۱۴٫ الامالی. قم: دارالثقافه.
  11. کلینی، محمد بن یعقوب. ۱۴۰۱٫ الکافی. بیروت: دارصعب و دارالتعارف.
  12. متقی، علی بن حسام دین هندی. ۱۳۹۷٫ کنزالعمال، بیروت: مکتبه التراث اسلامی.
  13. مجلسی، محمدبن باقر بن محمدتقی. ۱۴۰۳٫ بحارالانوار. بیروت: مؤسسه الوفاء.
  14. محمدی ری شهری، محمد. ۱۳۷۷٫ میزان الحکمه. قم: درالحدیث.
  15. معتزلی، عبدالحمید بن محمد (ابن ابی الحدید). ۱۳۸۷٫ شرح نهج البلاغه. بیروت: دار احیاء التراث.
  16. منسوب الی ابن نعمان عکبری بغدادی، محمد بن محمد (شیخ مفید). ۱۴۱۴٫ الاختصاص. قم: مؤسسه نشر اسلامی.
  17. موسوی، محمدبن حسین (شریف رضی). [بی تا]. المجازات النبویه. قم: مکتبه بصیرتی.
  18. نوری طبرسی، میرزا حسین. ۱۴۰۷٫ مستدرک الوسائل. قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام.

 

بازدیدها: ۴۲۹

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *