مرثیه شب دوم محرم (استادمیرزا محمدی)

بسم الله الرحمن الرحیم

فیش مرثیه

شب  دوم محرم

استاد    میرزا محمدی

@fishemenbar ایتا وسروش

صوت و متن عرضه در سایت طلبه یار = http://www.talabeyar.ir

کربلا … کربلا … کربلا …    ماضلت منه کرب و بلا ….” حسین …

انقده پیغمبر از ماجرای کربلا و کشته شدن ابی عبدالله برا صحابه حرف زده بود، که ابن عباس مینویسد همه میدونستیم حسین وچجوری می کشن و  کی میکشه و کجا میکشه ؛ لذا هر جایی که حسین وارد میشد ما او رو احترامش می کردیم؛طاووس یمانی میگه انقده پیشانی و زیر گلوشو پیغمبر بوسیده بودتو تاریکی هم ما حسین رو تشخیص میدادیم …” یه نوری از اون بوسه های پیغمبر ساطع میشد … یَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِینَ فِی الظُّلَمِ … از تو گودال به همه ی ما از اون حنجره ش سلام کرد،سکینه جان به شیعیان من سلام منه حسین رو برسان … از نورانیت سلام او ،من و تو گریه کن شدیم و روضه خوان …

أَلسَّلامُ عَلى منحور فی الورا…

از دستورات اسلامی ما تو ذبح اینه، هیچ مذبوحی رو جلو بچه ش سر نبر ، هیچ مذبوحی رو جلو بچش ذبحش نکن … اما امام اینجا میگه أَلسَّلامُ عَلى منحور فی الورا….همه داشتن تماشا می کردن … نیزه ها بود که بالا می رفت … شمشیرها بود که بالا میرفت … تا قیامت این سلام اربابتو باید جواب بدی یعنی تو گدال هم ما رو فراموش نکرد … ازت ممنونم آقا جان …

خیلی حسین زحمت ما را کشیده است …

زیر اون تیر و تیغ و نیزه و سنگ ؛ نگران عاقبت بخیری ما بودی آقا … ما چه جوری جبران کردیم ؟؟

رسید کربلا، مرحوم ابی مخنف می نویسد : هفت تا مرکب عوض کرد،دید هیچ کدوم قدم بر نمیدارن … بعد پرسید نام این سرزمین چیه ؟ گفتن غاضریه ،نینوا ، شاطئ الفرات …” تا گفتن یه نام دیگه هم داره که بهش میگن کربلا تنفس الصعداء … اول یه نفسه عمیقی کشید … بعد فرمود اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَ الْبَلَاءِ ….

حسین ….حسین  جان تو میدونی ما سیری از گریه ی به تو نداریم … اما وقت گذشته باید زود رد شم، بعد فرمود :هاهُنا وَاللّهِ مَناخُ رِکابِنا…” شترا همینجا زانو بزنن … هاهُنا وَاللّهِ قَتْلُ رِجالِنا …” سفَکُ دِمائِنا…” همین جا خون ما رو میریزن”  یه جمله ی دیگه ام گفته .. هاهُنا وَاللّهِ ذِبْحُ اَطْفالِنا …” حسین … و هَتْکُ حَریمِنا و سُبِیَ نِسَاؤُنَا…” آی حسین …

دستور داد خیمه هاشو به پا کنن ،بعد که خیمه ها به پا شد همه رفتن دور محمل زینب ،مبادا کسی سایه عقیله ی بنی هاشم رو ببینه …” اصحاب فاصله گرفتن …” یه جوری پیاده شد حتی خورشیدم چهرشو ندید .. این خانمی که داره پیاده میشه از ناقه، پنجاه و شش سالشه تو این پنجاه و شش، سال تاریخ نوشته هیچ کسی قد و قامتشو ندیده، تا کربلا هیچ چشمی قد و قامتشو ندیده بود … اما بعد کربلا برعکس شد یابن الحسن چشمی نبود که قد و بالای عمه جانتو ندیده باشه…. ای حسین

دانلود صوت (سبک)

 

‫۰/۵ ‫(۰ نظر)

بازدیدها: ۲۹۶۸

ادامه مطلب